برهان غایی (کیک آلمانی)
8 Jun 2008 نویسنده: Nakhoda دسته بندی: دستهبندی نشدهاگر ما دست در دست هم در کنار ساحل قدم می زدیم و ناگهان پایمان به یک کیک می خورد، قطعا تعجب می کردیم. شوک ما از دیدن این شیرینی وسوسه انگیز ناشی از غریزه ی فطری ماست که به ما می گوید یک کیک نمی تواند خودبه خود از درهم شدن شن های ساحل ایجاد شود. یک کیک نیاز به یک شیرینی پز دارد. ما می دانیم که کیک ها به طور ناگهانی از هوا پدیدار نمی شوند؛ زیرا شکل مخصوص و اجزا پیچیده دارند. اگر تزئینات روی کیک برداشته شود؛ یا به جای خامه روی آن تن ماهی قرار بگیرد (هوو!) دیگر این ترکیب خوشمزه که به نام کیک می شناسیم نخواهد بود. بایستی یک شیرینی پز وجود داشته باشد و واز آنجا که این کیک خامه ای و براق شکلاتی، آلمانی است؛ باید شیرینی پز آلمانی باشد.
همچنین روشن است که شکلات نیز مانند کیک خود به خود به وجود نمی آید. شکلات باید به دست آلمانی ها ساخته شود – مردمی که با قدرت افسانه ای خود این معجون الهی را می سازند- پروسه ی ساخت شکلات، پروسه ای عرفانی و پر رمز و راز است. سازندگان شکلات باید حداقل به پیچیدگی خود شکلات باشند؛ و با ادامه ی این خط منطقی به این نتیجه می رسیم که شکلات سازان (آلمانی ها) باید یک شیرینی پز عرفانی ارتباط داشته باشند. ساختار شکوهمند و بینظیر شکلات آلمانی به وضوح به یک منبع الهی اشاره می کند. از این نکته درمی یابیم که شیرینی پز خود باید یه یک سرچشمه ی عرفانی پرقدرت متصل باشد.
جهان ما پر است از این پدیدهای پیچیده و بلکه بسیار پیچیده تر. حتی اگر کیک و شکلات رویش هردو آلمانی باشند، هیچ دلیل نمی شود که شانسی ساخته شده باشند. باید یک شیرینی پز الهی وجود داشته باشد. پدیدار شدن مراتب و ساختارهای پیچیده بدون دخالت یک شیرینی پز الهی محال است و جهان پر است از این اشکال پیچیده و لایه لایه. همانا چشمگیرترین این اشکال، بدن یک دزد دریایی* است.
هیچ چیز به جز یک نیروی لایزال الهی قادر به تولید چنین موجود شکوهمندی نبوده است. حالا یک کشتی پر از دزدان دریایی را تصور کنید! واویلا! پیچیدگی غوغا می کند! دزدان دریایی می بایست به دست یک شیرینی پز آلمانی ساخته شده باشند. حکمت الهی پشت این قضیه است. یک دزد دریایی تشکیل شده از عشقش برای دریا؛ لباس های پرزرق و برقش؛ جستجوی بی امانش برای کشف گنجینه های نهفته و همانا طوطی اش. خود عشق او به دریا پیچیده است: او عاشق بانوی دریاهاست و با شکافتن امواج خروشان دریاها او را می جوید؛ ولی در عین حال نیز او را به خاطر فرستادن طوفان ها و بلایا نکوهش می کند و عظمتش را خوار می شمرد. او لباس های پرزرق و برقی دارد: شال دور کمرش؛ انگشترهای زرینش –که نمی توانند از هیچ هست شده باشند و به صورت ویژه و هدفمندی به اندازه ی انگشتان دست او ساخته شده اند. او همچنین ساخته شده از جستجوی بی امانش برای یافتن جزیره ی گنج و الماس ها و جواهرات پنهانی که نفرین شده اند. البته جستجو برای یافتن گنجینه های نفرین و طلسم شده با منطق نمی خواند؛ ولی حتما حکمت شیرینی پزی پشت آن است. حتی طوطی او که بر روی شانه هایش جولان می دهد از عجایب خلقت است و می تواند صدای او را تقلید کند تا با تکرار افکارش توسط طوطی فرصت تعمق بیشتر روی تصمیم هایش داشته باشد.
به طور حتم حتی این پرنده نمی تواند محصول فرآیندی باشد که: به وسیله ی عناصر موجود در سوپ اولیه ای با جریان برق آذرخش ها تحریک شده باشد و انواع مولکول های گوناگون را تشکیل داده باشد که مولکول همانندساز یکی از آنها بوده و به مرور زمان گونه های مختلفی را به وجود آورده که برای فرازیست ژنی با دیگر جانداران بر سر منابع رقابت کنند و با رقابت و جهش های تصادفی پیچیده تر شوند، که برخی از این استراتژی ها همکاری برای تولید مثل بیشتر را را به کار بگیرند و این رقابت بدن های پیچیده تری را شکل دهد که اندام های جنبشی و سلول های حساس به نور دارند –که سرانجام به شکل چشم در بیایند- و بال های رنگارنگ و زیبا به وجود بیاید که برای جذب جنس مخالف و در نتیجه برای بقای نسل، اینچنین فرگشت یافته اند، تا فرآیند همانندسازی که از زمان سوپ اولیه شکل گرفته بود را ادامه دهند.
نه!!! این مسائل خیلی پیچیده و قلمبه سلمبه است و من هیچ از این ها سر در نمی آورم؛ پس باید غلط باشند. من فقط کیک می فهمم چیست؛ مخصوصا کیک آلمانی که خیلی خوشمزه است و یک شیرنی پز هم آن را درست کرده است.
بر پایه ی نظریه های دانشیک، در آغاز یک مهبانگ رخ داده است. آیا واقعا نمی توان با چشم بصیرت دید که این مهبانگ در واقع یک مهپخت (پخت و پز بزرگ) بوده است؟ چه کسی پیش از آغاز زمان همه چیز را پخته و آماده کرده است؟ آن را با همزن الهی مخلوط کرده و سپس با وردنه صاف کرده، آنگاه از گرمای ربانی اش بر او دمیده تا جهان خوب ترد و آماده شود؟ این عنصر ربانی، این شیرینی پز لایزال الهی که بوده است؟ پاسخ بدون تردید کسی نیست به جز «هیولای اسپاگتی پرنده». همانا او جهان را پخته و به این شکل درآورده است. البته انسان های عادی در نمی یابند. انسان های مقدس و برگزیده ی هیولای اسپاگتی با بینش مخصوصی که از جانب آن حضرت به ایشان اعطا شده، امکان آن را دارند تا آموزه های هیولای اسپاگتی پرنده را تشخیص دهند. این پرهیزگاران، انسان های وارسته و خوبی هستند –در این حد که حداکثر ده دلار به آدم قرض می دهند یا یک آبجو مهمانمان می کنند- اگر بگوییم آنها اشتباه گفته اند مثل این است که بگوییم آنها انسان های حرامزاده و دروغگو یا مخ تعطیلی هستند؛ که این برای دوستداران این افراد غیر قابل تحمل است. ما بدگویی نسبت به برگزیدگان پاستایی را برنمی تابیم.
دانشمندان می گویند به وجود آمدن جهان به فیزیک و شیمی و ریاضی و این حرف ها مربوط بوده است. ولی به نظر من ریاضی و فیزیک اعصاب خوردکن هستند. در ضمن تا به حال هیچکدام از این دانشمندهای مغرور و از خود متشکر به من ده دلار هم قرض نداده است؛ پس من چرا باید حرفهایشان را قبول کنم؟ تا چه حد فیل های بیگناه باید کشته شوند تا از عاج هایشان برج بسازند؟ نامردا!
دانشمندان می گویند جهان ابتدا به شکل ماده ی چگال داغ بوده است. می گویند دمپخت بوده؛ خب من هم نظریه خودم را دارم: می گویم کیک بوده است. وقتی خوب دقت می کنم به نظرم کاملا واضح و مبرهن است که کیک لایه لایه ای بوده است. چه کسی به جز آشپزی که آنجا بوده می تواند درباره اش نظر دهد؟ کیک ها به دست شیرینی پزهای جاودان پخته می شوند؛ شکلات الهی به شکل مرموز و اسرارآمیزی به دست آلمانی ها ساخته می شود، و دزدان دریایی به طور غیرقابل توضیحی پیچیده هستند. همه این فاکتورها ما را به سوی این نتیجه سوق می دهند که هیولای اسپاگتی پرنده هست و جهان را در سایه ی حکمت بینظرش پخته و اداره می کند.
* همانطور که پیشتر اشاره شده دزدان دریایی از عناصر مهم باور پاستاگرایی هستند. همانا دزدان دریایی برگزیدگان هیولای اسپاگتی پرنده برای نوع بشر هستند و احترام به آنها واجب است.
نوشته J. R Blackwell : برگردان: ناخدا
برهان علیت
21 May 2008 نویسنده: Nakhoda دسته بندی: دستهبندی نشده1. شما برای لذت بردن از خوردن یک وعده اسپاگتی نیازی به علت ندارید.
2. هر چیز دیگری در جهان نیاز به علت دارد.
3. هیچ چیزی نمی تواند علت خودش باشد.
4. هر چیزی معلول یک علت دیگر است.
5. تسلسل علل تا بینهایت ممکن نیست.
6. باید یک علت نخستین وجود داشته باشد.
7. علت العلل خودش هیچ علتی ندارد.
8. اسپاگتی تنها چیزی بود که نیازی به علت نداشت پس باید علت نخستین باشد.
QED دیدید اثبات شد!
+ برگرفته از کتاب الهی. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه مقالات اینجا جالب است!
امیدوارم این تلاش ها در پیشگاه ذات پر سس باریتعالی مأجور باشد و در پایان از ماکارونی خواران باشیم.
در پایان یک تصویر زیبا از جمال کبریای ماکارونی آن حضرت و یک توصیه ی اخلاقی:
برهان ریاضیاتی وجود هیولای اسپاگتی پرنده
20 May 2008 نویسنده: Nakhoda دسته بندی: دستهبندی نشدهامروز می خواهیم اثبات ریاضیاتی از سلسله براهین اثبات وجود او را بررسی کنیم.
اثبات وجود هیولای اسپاگتی پرنده، پروردگار هستی
Flying Spaghetti Monster
فرض:
هیولای اسپاگتی پرنده به طور پی در پی با نام “FSM” نمایش داده شده است. وجود مخالف عدم وجود است.پس وجود، تهی نیست.
تهی معمولا به صورت 0 نشان داده می شود.
علامت <> برای نشان دادن نابرابری به کار برده می شود.
بنابراین برای اثبات وجود هیولای اسپاگتی پرنده باید ثابت شود که:
FSM <> 0
در فیزیک نیرو برابر است با جرم ضرب در شتاب F = MA. می دانیم پیامبر پاستاگرایی بابی هندرسون (صل الپاستا علیه و سلم) یک لیسانه ی فیزیک است. پس می توانیم آن را در معادله ی بالا قرار دهیم:
MA)SM <> 0)
MASM <> 0
MASM اسمبلر میکروسافت است. پس وجود دارد MASM <> 0. میکروسافت یکی از موفق ترین شرکت های جهان است، که می توان ارتباط مرموز آن را با هیولای اسپاگتی پرنده در نظر داشت.
معادله ی اینشتین E = MC2 را نیز می توان در معادله جایگزین کرد:
E = MC2 → M = E/C2 = E/(CC)۱
FS(E/CC) <> 0
FSE/CC <> 0
کاملا مشهود است که FCC و SEC هر کدام وجود خارجی دارند. می توانید از هاوارد استرن و مارتا استوارت بپرسید تا ببینید که این سازمان های دولتی چگونه آمریکا را کنترل می کنند؛ درست همانند ارباب نودلی ما که جهان را کنترل می کند. البته احتمالا شمار اندکی می دانند که ESE/CC در واقع فدراسیون کارمندان سوازیلند و اتاق بازرگانی آن کشور است. پادشاه سوازیلند به تازگی زن جدیدش را از میان سی هزار زن برهنه انتخاب کرده است. به طور حتم وی با دین مبین پاستاگرایی آشنایی داشته و از کارخانه ی رقاصه تولید کنی بهشت پاستاگرایان الهام گرفته است؛ و خواسته بهشت را بر روی زمین بازسازی کند. در نتیجه با نشان دادن اینکه MASM, FCC, SEC و FSE/CC همگی وجود خارجی دارند، اثبات می شود که FSM <> 0. بنابراین ثابت شد هیولای اسپاگتی پرنده هست.
منبع: Bobby Henderson, (2006) The Gospel of Flying Spaghetti Monster
اعجاز علمی پاستاگرایی – گرانش اسپاگتی
29 Mar 2008 نویسنده: Nakhoda دسته بندی: دستهبندی نشدهدین مبین پاستاگرایی در مدتی کوتاه، پیروان بسیاری در جای جای کره ی خاکی به دست آورده است. هیولای اسپاگتی پرنده هست و جهان را با رشته های ماکارونی اش اداره می کند. اگر نیست پس این همه شور و اشتیاق مردم به این دین چه معنایی می تواند داشته باشد جز اثبات حقانیت این دین پاستایی و وجود این قادر متعال.
اگر هنوز هم درهای قلبتان بسته است و خورشید تابناک پشت ابر را نمی بینید، شاید با دیدن این معجزات علمی به خود بیایید و پی به عظمت حضرت برده، پاستاگرا شوید.
نیاز به نظریه های جایگزین:
امروزه دانش در بحران به سر می برد. یک دسیسه ی کثیف در پشت پرده ی جامعه ی علمی در جریان است که برای مدت ها از دیدرس عموم به دور نگه داشته شده است: نظریه های اثبات نشده بسیار به عنوان حقیقت مسلم به مردم آموزش داده می شود. البته به خاطر تلاش قهرمانانه ی عده ای اندیشگر، حقیقت آشکار خواهد گشت.
برای نمونه فرضیه تکامل “فرگشت” را در نظر بگیرید. طرفداران آفرینش هوشمند ادعا می کنند که نظریه آنها هم به اندازه فرگشت اعتبار دارد؛ زیرا هیچ کدام از آنها را نمی توان به عنوان حقیقت محض در نظر گرفت. این نتیجه گیری درست است ولی مساله اینجاست که فرگشت تنها نظریه ممکن نیست.
فرگشت تنها به عنوان یک نظریه مطرح می شود. در حالیکه بسیاری از چیزهای اثبات نشده در دانش به عنوان حقیقت محض تدریس می شوند. سخن مخالفان فرگشت هم کاملا متین است. تا زمانی که چیزی نظریه است می توان و باید نظریه های دیگر را نیز در کنار آن تدریس کرد.
برای نمونه گرانش! همه می دانند که گرانش نیروی کششی بین اجسام است و قانون آن یافته شده است. ولی آیا می دانیم چرا؟ چرا اجسام به سوی هم جذب می شوند؟ تا زمانی که ما یک پاسخ اثبات شده برای این پرسش بیابیم، این عملی کاملا غیر متعهدانه است که نظریه را آموزش دهیم، چیزی که اول و آخرش تنها یک نظریه است! پس تا زمانی که منشا گرانش پیدا شود این کاملا منطقی است که به نظریه های گوناگون درباره ی گرانش زمان یکسان اختصاص دهیم. برای نمونه نظریه ای که ما به عنوان پاستاگرا مطرح می کنیم این است که مثل همیشه هیولای اسپاگتی پرنده در پشت پرده ی این نیروی شگفت انگیز است.
از کجا معلوم شاید او با رشته های نودلی اش ما را به سمت زمین فشار می دهد. به یاد آورید که او نامرئی است؛ ضمنا با وسایل نادقیق امروزی غیر قابل شناسایی است. پس از نظر تئوری این کار ممکن است. همچنین این واقعیت که تا کنون هیچ کس نتوانسته عدم وجود نیروی گرانشی اسپاگتی را اثبات کند تاکید مجددی است بر حقانیت آن.
ما نمی دانیم هدف هیولای اسپاگتی پرنده از این کار چیست. شاید هم هیچگاه نفهمیم که چرا او ما را لمس می کند. شاید او نمی خواهد ما در فضا شناورشویم، شاید هم از لمس ما احساس لذت می کند. شاید هم هیچگاه به این راز سر به مهر پی نبریم.
البته هیچ شاهد تجربی برای اثبات این مدعی نیست ولی به یاد داشته باشید که طرفداران آفرینش هوشمند هم در این زمینه سابقه دارند. نه تنها شواهد دیدنی و تکرار شدنی برای تدریس یک نظریه لازم نیست، بلکه تنها گیر دادن به یک نظریه تصدیق شده هم کافیست. در مورد گرانش، نظریه تصدیق شده ی آن در جوامع علمی حتی به علت این نیرو اشاره ای ندارد؛ و تنها ویژگی های آن را توضیح می دهد. با این اوصاف گمان می کنم که نظریه گرانش هیولای اسپاگتی پرنده بدون نیاز به کاغذبازی های اداری به عنوان دانش پذیرفته گردد.
برای یافتن مدارک بیشتر تایید کننده ی علت واقعی گرانش تنها کافیست به وقایع تاریخی نیم نگاهی بیاندازیم. میانگین قد مردمان در دوهزار سال پیش یک متر و شصت سانتیمتر بوده و امروزه در حدود یک متر و هفتاد و هشت سانتیمتر است. جمعیت انسان ها در طول سالیان به علت علاقه وافر به عملیات به طور تصاعدی بالا رفته است. بر خلاف آنچه به نظر منطقی می رسد می بینیم که جمعیت کم با قد کوتاه و جمعیت زیاد با قد بلند در رابطه است. اگر بخواهیم از نظر دانش تغذیه هم به مساله نگاه کنیم جمعیت کمتر با سهم غذای بیشتر برای هر نفر به بلندی قد جامعه می انجامد. پس به راستی علت این پدیده مرموز چیست؟ این مساله تنها در پرتو نظریه گرانش اسپاگتی معنی پیدا می کند.
با بیشتر شدن تعداد انسان ها بر روی کره ی زمین، تعداد رشته های ماکارونی لمس کننده انسان ها کاهش می یابد. در نتیجه روی هر کدام از ما فشار کمتری به سمت مرکز زمین وارد می شود. پس میانگین قد جامعه افزایش می یابد.
پس در آینده که جمعیت انسان ها بیشتر می شود باز هم قد آن ها بلندتر خواهد شد. اگر هم در اثر یک بیماری فراگیر جمعیت کاهش یابد، میانگین قد کاهش خواهد یافت. این مساله در وقایع تاریخی هم قابل بررسی است و تاثیر جمعیت و قد دیده شده است.
البته ادعا نمی شود که نظریه گرانش اسپاگتی لزوما درست است ولی حداقل بر پایه دانش بنیاد نهاده شده و می تواند در برنامه درسی مدارس قرار بگیرد. تا زمانی که نظریه دیگر یعنی نیوتونیسم به عنوان فاکت مطرح نشده؛ باید این نظریه جایگزین هم در مدارس تدریس شود. این همه آیات آشکار را می بینید
جان به جانتان کنند نمی فهمید.
منبع: Bobby Henderson, (2006) The Gospel of Flying Spaghetti Monster
آغاز پاستاگرایی - نامه سرگشاده به شورای آموزشی ایالت کانزاس
23 Feb 2008 نویسنده: Nakhoda دسته بندی: دستهبندی نشدهدرود بر شما
ما گروهی از پاستاگرایان معتقد هستیم که در این بخش از تارنما به تبلیغ دین خود می پردازیم. از این به بعد داستان ها و نوشته های مرتبط به دین مبین پاستاگرایی را در اینجا خواهید یافت. پس با ما همراه باشید!
با توجه به اهمیت نامه پیامبر ما «بابی هندرسون» به شورای آموزشی ایالت کانزاس که نخستین جرقه پدید آمدن دین پاستاگرایی بود؛ نخستین نوشتار این بخش، متن این نامه سرگشاده به زبان پارسی است. برای اینکه یک پیش زمینه از این نامه داشته باشید یک توضیح مختصر درباره ی این نامه و نحوه به وجود آمدن دین پاستاگرایی داده می شود. داستان از آنجا آغاز شد که در ژانویه 2005 در ایالت کانزاس آمریکا شورای تحصیلی ایالت تصمیم گرفت که آفرینش(نظریه خلقت آدم و حوا به دست خدا) را به عنوان یک نظریه جایگزین برای تکامل در کنار آن در کلاس دانش مدارس تدریس کند. شورا ادعا می کرد که دانش آموزان خود بهترین نظریه را گزینش خواهند کرد! بابی هندرسون که یک لیسانسه ی فیزیک است وقتی این وضع ضد دانش را دید برآشفت و برای اعتراض نامه سرگشاده ای به شورای آموزشی ایالت نوشت که سرانجام باعث لغو این پیشنهاد شورا گردید. او در این نامه بیان کرد که ما گروهی هستیم که به آفریدگاری ماورالطبیعه به نام هیولای اسپاگتی پرنده باورمندیم و اگر شما می خواهید خلقت مسیحی را در مدارس به خورد بچه های مردم بدهید ما هم نظریه ای داریم و باید زمانی را هم به آموزش نظریه ما اختصاص دهید. بر پایه ی این باور هیولای اسپاگتی پرنده، انسان و جهان را آفریده است. دانش آموزان هم خود مختار خواهند بود که یکی از این سه نظریه را قبول کنند»
آفرینش جهان به دست خدای ادیان ابراهیمی و قضیه آدم و حوا!
آفرینش جهان به دست توانای هیولای اسپاگتی پرنده که او هم کاملا مانند مورد پیشین جهان و آدمیان را آفرید!
نظریه ی تکامل یا فرگشت که بر پایه ی دانش زیست شناسی است و همه فسیل ها و پژوهش های دانشمندان آن را تایید می کند.
متن نامه سرگشاده:
من این نامه را برای اظهار نگرانی از تصمیم شما مبنی بر آموزش نظریه جایگزینِ آفرینش در کنار نظریه تکامل می نگارم. به نظر بنده همگی ما روی این نکته توافق داریم که بایستی چندین دیدگاه گوناگون را به دانش آموزان ارائه داد تا خودشان بهترین نظریه ممکن را که مورد پسندشان هست برگزینند. این مساله اصلا مشکلی ندارد ولی نگرانی من بیشتر از این بابت است که مبادا دانش آموزان تنها گفتارهای نظریه آفرینش هوشمند را به عنوان جایگزین نظریه تکامل بشنوند.
زیرا نباید فراموش نمود که نظریه های گوناگون دیگری هم در این زمینه وجود دارند. برای نمونه من و بسیاری دیگر در سرتاسر جهان بر این عقیده استواریم که جهان و هر چه در آن است به دست یک «هیولای اسپاگتی پرنده» ساخته شده است. این هیولای اسپاگتی پرنده بوده است که هر آن چه را که می بینیم و حس می کنیم آفریده است. ما قویا احساس می کنیم که شواهد روشن و تردیدناپذیر دانشیک که به پدیده فرگشت اشاره می کند، هیچ چیز نیست جز یک امر تصادفی که به وسیله او در کار گذاشته شده است.
با همین انگیزه من امروز این نامه را برای شما می نویسم تا به صورت رسمی از شما درخواست نمایم تا نظریه جایگزین ما را نیز به همراه دو نظریه دیگر تکامل و آفرینش در مدارستان تدریس کنید. در حقیقت من آنچنان روی این امر جدیت دارم که در صورت عدم رسیدگی از راه قانونی اقدام خواهم کرد.
من یقین دارم که شما منظور ما را نیک دریافته اید. اگر آفرینش هوشمند بر پایه ایمان نیست و آن طور که ادعا می گردد تنها یک نظریه دانشیک دیگر است؛ پس شما باید بگذارید تا نظریه ما هم تدریس شود. زیرا به هر حال آن هم بر پایه دانش است، نه دین.
شاید باور کردنش برای برخی دشوار باشد پس بد نیست تا چکیده ای از باورهای پاستاگرایانه مان را بیاورم. ما اسناد و مدارکی داریم که نشان می دهد یک هیولای اسپاگتی پرنده جهان را آفریده است. آری! هیچکدام از ما در لحظه آفرینش در آنجا نبوده ایم تا قضیه را با چشم خود ببینیم ولی کتاب های پرورق بسیاری در دست ما هست که به تفصیل به شرح قدرت های بیشمار او می پردازد. همچنین شاید از شنیدن اینکه شمار ما اندک نیست شگفت زده شوید؛ امروزه در حدود ده میلیون از ما وجود دارند و شمارمان روز به روز در حال افزایش است. البته ما همیشه ترجیح می دادیم که به صورت پنهانی کار کنیم، برای همین هم تا همین اواخر زیاد از ما شنیده نشده بود. برخی ادعا می کنند که باورهای ما با شواهد دانشیک و آزمایش پذیر اثبات نمی گردد. ولی چیزی که این به ظاهر روشنفکران متوجه آن نیستند این است که او جهان را طوری آفریده که به نظر پیرتر بیاید. (و انتم لایفهمون!«م»)
برای نمونه وقتی یک دانشمند با زمان سنجی کربن 14، عمر یک شی دست ساخت بشر را تخمین می زند، می بیند که نزدیک به 75 درصد کربن 14 با از دست دادن الکترون به نیتروژن 14 تبدیل شده است. از آنجا که نیمه عمر آن 5730 سال است، عمر شی نامبرده در حدود 10000 سال تخمین زده می شود. ولی چیزی که این دانشمندان به ظاهر اندیشگر درنمی یابند این است که هر بار که اندازه گیری می کنند، هیولای اسپاگتی پرنده در محل انجام آزمایش حاضر است و نتیجه های آزمایش را با رشته های نودلی اش عوض می کند. ما متون دینی بیشماری داریم که به تفصیل به شرح چگونگی و چرایی رخ دادن چنین پدیده ماوراطبیعه ای می پردازد. او نامرئی است و بدون مشکل از ماده می گذرد، پس این کار شدنی است.
فکر می کنم تا اینجای کار به درجه اهمیت آموزش این نظریه جایگزین در مدارس پی برده باشید. این مساله واقعا حیاتی است که دانش آموزان پی ببرند شواهد قابل مشاهده در راستای وجود یک هیولای اسپاگتی پرنده است. نکته دیگر اینکه باید در هنگام آموزش باورهای ما در مدارس لباس برگزیده ی او که همانا لباس فاخر دزدان دریایی است به تن کنند. چه بسا نپوشیدن لباس دینی پاستاگرایی به عنوان توهینی به ما تلقی گردد. من نمی توانم در اینجا بیش از این روی اهمیت این قضیه تاکید داشته باشم، زیرا که وارد شدن به جزییات فرصت دیگری را می طلبد و از حوصله این نامه خارج است. تنها اگر بخواهم خلاصه بگویم این است که اگر لباس دزدان دریایی را نپوشیم، حضرت اسپاگتی خشمگین می شوند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید گرم شدن کره زمین، زمین لرزه ها، گردباد ها و دیگر بلایای طبیعی، نتیجه مستقیم کاهش شمار دزدان دریایی از 1800 به این طرف هستند. برای اطلاعات بیشتر من نمودار میانگین دمای جهان بر روی شمار دزدان دریایی را در طی 200 سال گذشته در این نامه گنجانده ام. همان طور که مشاهده می فرمایید ارتباط معکوس تعداد دزدان دریایی و گرمایش زمین از نظر آماری مشهود است.
در پایان می خواهم به خاطر زمانی که برای شنیدن نظرها و باورهای ما صرف کردید از شما سپاسگزاری نمایم. امیدوارم که توانسته باشم اهمیت آموزش این نظریه را به دانش آموزان نشان دهم. ما حتما قادر به آموزش مربیان برای تدریس این نظریه جایگزین هستیم. من مشتاقانه چشم انتظار رسیدن پاسخی از جانب شما هستم و امیدوارم نیازی به استفاده از روش های قانونی وجود نداشته باشد. گمان می کنم که همه ما می توانیم منتظر روزی باشیم که این سه نظریه زمان یکسانی را در کلاس های دانش سرتاسر کشور به خود اختصاص دهند؛ یعنی یک سوم زمان برای آموزش آفرینش هوشمند، یک سوم زمان برای آموزش هیولای اسپاگتی پرنده گرایی و یک سوم زمان هم برای آموزش حدسیات منطقی که بر پایه ی شواهد غیر قابل انکار و مشاهد پذیر علمی است، صرف شود.
ارادتمند شما، یک شهروند نگران، بابی هندرسون
پیوست: من یک اثر هنری از آفرینش کوه ها،درختان و یک آدمک توسط او را ضمیمه کرده ام. به یاد داشته باشید که همه ما آفریده های اوییم.
منبع: تارنمای رسمی پاستاگرایی برگردان: یک پاستاگرای معتقد! ناخدا
