جستجو در بخش نوشتارهاجستجو در تمام زندیقدسته بندی نوشتارهاآیات معروف (9)آیین زرتشت (3) اجتماع (14) ادبیات داستان زندگینامه (4) اديان (34) اسلام و اسلام ستیزی (179) اطلاعيه ها (1) بدون دسته بندی (1) بهائیت (1) پرسشها (55) تاريخ (25) تجدد (6) تسنن (2) تشيع (17) جنایات و وحشی گری (17) حقوق و اخلاق (20) خبر (2) خداباوري و بيخدايي (67) خردگرايي (6) زنان (21) زندیق (5) سایر (34) سایر ادیان (9) سفسطه (40) سکولاريسم (6) سیاست و اقتصاد (9) طنز (4) علم (13) فلسفه و منطق (28) ماوراء طبیعت (5) مدرنیسم و تجدد (5) مناظره (14) واژه نامه (29) یهودیت (7) برای وبلاگ/وبسایت شماشما میتوانید با استفاده از کد زیر آخرین نوشتارهای زندیق را روی وبسایت یا وبلاگ خود نمایش دهید. |
از کجا می دانید خدا وجود ندارد؟
نوشته شده توسط آرش بیخدا فرستاده شده توسط Arash_Bikhoda در تاریخ 2007-12-15 در دسته بندی های: خداباوري و بيخدايي پرسشها پاسخ کوتاه: به دلیل اینکه دلیل معتبری برای وجود خدا وجود ندارد و دلایل معتبری برای عدم وجود خدا وجود دارد. بنابر این اعتقاد داشتن به وجود خدا نامعقول است. برای پاسخ به این پرسش دادن نیاز به طرح چهار مقدمه کلی است 1- مقدمه نخست، تعریف خدا پیش از هر بحثی پیرامون خدا بایسته است که تعریفی از خدا ارائه شود، خدایی که در این نوشتار در مورد آن بحث میکنیم در نوشتار دیگری با فرنام خداوند چیست؟ معرفی و تعریف شده است. 2- مقدمه دوم، تفاوت باور و دانش میان باور داشتن به یک گزاره (گزاره چیست؟) و دانستن یک گزاره تفاوتی مهم وجود دارد و این است که میتوان باور غلط داشت، یعنی به چیزی غلط باورمند بود ولی نمیتوان دانش غلطی داشت یعنی چیزی غلط را دانست. برای نمونه میتوان باور داشت که زمین گرد نیست، اگرچه این باور غلط است. اما نمیتوان دانست که زمین گرد نیست. بعبارت دیگر وقتی گفته میشود:
درباره خود p هیچ چیز گفته نشده است، ولی وقتی گفته میشود:
در واقع بصورت نهانی گفته ایم که "p" درست است. 3- مقدمه سوم، تفاوت نفی و انکار در زبان عامیه معمولاً از واژه "رد" هم برای "نفی" و هم برای "انکار" استفاده میشود ولی این واژه به اندازه کافی گویا نیست زیرا میان "نفی" و "انکار" در فلسفه تفاوت وجود دارد، هرچند هم به انکار کردن و هم به نفی کردن، رد کردن گفته میشود. فرق میان نفی و انکار این است که انکار تنها به معنی نپذیرفتن یک گزاره است ولی نفی افزون بر نپذیرفتن یک گزاره اثبات عکس آنرا نیز شامل میشود. برای نمونه فرض کنید شخصی به نزد شما می آید و به شما میگوید که پزشک است و مایل است به شما در مسئله ای پزشکی کمک کند و شما برای اثبات پزشک بودن از وی مدرکی میخواهید. او نیز مدرکی به شما ارائه میدهد، حال دو سناریوی زیر را تصور کنید.
به هر دو سناریوی بالا "رد کردن" گفته میشود. مقدمه چهارم - انواع دیدگاه ها در مورد وجود یا عدم خدا پس از این سه مقدمه حال میتوان به پرسش بنیادین این نوشتار پاسخ داد. در مورد خدا افراد مختلفی میتوانند ادعای عدم یا وجود کنند، یعنی ممکن است افرادی بگویند خدا وجود دارد، و افرادی بگویند خدا وجود ندارد، اما وقتی از آنها پرسیده شود که این ادعای آنها مبتنی بر باور است یا دانش، چون دو متغییر پدید می آیند بر اساس جبر بولی چهار حالت مختلف قابل تصور است، لذا چهار موضع نسبت به وجود خدا قابل تصور است. این چهار حالت از در جدول زیر معرفی شده اند:
برای اثبات وجود خدا استدلالهایی وجود دارد که به آنها براهین اثبات وجود خدا یا براهین خداباوری میگوییم و استدلالهایی در رد وجود خدا وجود دارند که به آنها براهین اثبات عدم وجود خدا یا براهین بیخدایی میگوییم. نکته ای حاشیه ای اینکه استدلالها هرکدام به استدلالهای قطعی و احتمالی تقسیم میشوند که هردوی اینها قابل توجه و ارزشمند هستند، در نتیجه تمام استدلالهای مربوط به وجود یا عدم خدا را میتوان به چهار دسته کلی تقسیم کرد. از آنجا که بار اثبات هر گزاره بر گردن مدعی آن گزاره هست، هر فردی که یکی از مواضع چهارگانه نسبت به وجود یا عدم خدا را اتخاذ کند بار اثباتی بر گردن دارد. از آنجا که هریک از مواضع چهارگانه با سه موضع دیگر از یک سو بر سر وجود یا عدم و از سوی دیگر بر سر دانش یا باور متناقض هستند، منطقاً تنها یکی از آنها میتواند درست باشد. حال بر اساس این تفاوت هریک از مدعیان چهارگانه بارهای اثبات مختص خود را بر گردن دارند: هواداران 1- کسانی هستند که میگویند خدا وجود دارد و ما میدانیم که خدا وجود دارد، باید عدم خدا را نفی کنند یعنی وجود خدا را اثبات کنند. پس باید از براهین خداباوری دفاع کنند و براهین بیخدایی را رد کنند. هواداران 2- کسانی هستند که میگویند خدا وجود دارد ولی ما نمیدانیم که خدا وجود دارد. باید وجود و عدم خدا را انکار کنند، و دلیلی ارائه دهند که به فرض ناممکن بودن اثبات وجود یا عدم خدا چرا باید به وجود خدا باور داشت، پس باید براهین بیخدایی و براهین خداباوری را رد کنند. هواداران 3- کسانی هستند که میگویند خدا وجود ندارد و ما میدانیم که خدا وجود ندارد. باید وجود خدا را نفی کنند یعنی عدم خدا را اثبات کنند. باید از براهین بیخدایی دفاع کنند و براهین خداباوری را رد کنند. هواداران 4- کسانی هستند که میگویند خدا وجود ندارد ولی ما نمیدانیم که خدا وجود ندارد. باید وجود و عدم خدا را انکار کنند، و دلیلی ارائه دهند که به فرض ناممکن بودن اثبات وجود یا عدم خدا چرا باید به عدم خدا باور داشت، پس باید براهین بیخدایی و براهین خداباوری را رد کنند. پس از این چهار مقدمه، حال روشن است که بیخدایی بر دو نوع است، بیخدایی منفی گرا و بیخدایی مثبت گرا، و هر بیخدایی باید یکی از این دو موضع را اتخاذ کند. همچنین روشن است که "اثبات بیخدایی" هم میتواند به معنی دفاع از بیخدایی منفی گرایانه باشد هم میتواند به معنی دفاع از بیخدایی مثبت گرایانه باشد. در تارنمای زندیق دیدگاه های هردو موضع مطرح میشوند. 1- دفاع از بیخدایی منفی گرا- جایگاه خداناباوران منفی گرا انکار وجود خدا است. فرض کنید شخصی ادعا کند که در جهان "اسب شاخدار نامرئی" وجود دارد. آیا کسی میتواند عدم وجود چنین موجودی را ثابت کند؟ آشکار است که انجام اینکار غیر ممکن است، اما بیهوده نیست اگر اشخاصی که مخاطب این ادعا قرار میگیرند، به دلیل عدم وجود دلایل منطقی و اسناد و یا شواهد معتبر وجود چنین پدیده ای را انکار کنند، دیدگاه "خداناباوری منفی" از همین نوع برخورد در مورد مسئله خدا است. خداناباوری منفی عدم وجود خدا را اثبات نمیکند، بلکه عدم اعتقاد به وجود خدا را توجیه میکند. این بیخدایان معتقدند برای اعتقاد به وجود خدا باید دلایل و اسناد و شواهد معتبر و کافی داشت، و از آنجا که این دلایل و اسناد برای اثبات وجود خدا وجود ندارند، اعتقاد داشتن به خدا نابخردانه است، لذا ایشان وجود خدا را انکار میکنند. در تارنمای زندیق بخشی با فرنام رد براهین اثبات وجود خدا وجود دارد که در آن به نقد و رد براهین معروف خداباوری پرداخته میشود، اگر کسی تمامی براهین خداباوری را باطل بداند آنگاه وی را میتوان یک بیخدای منفی گرا دانست. 2- بیخدایی مثبت گرا- جایگاه خداناباوران مثبت گرا نفی وجود خداست. بیخدایان مثبت گرا کسانی هستند که معتقدند که نه تنها براهین اثبات وجود خدا همگی غیر معتبر هستند و دلیلی برای باور به وجود خدا وجود ندارد بلکه میتوان دلیل، یا دلایل معتبری را نیز در اثبات عدم وجود خدا اقامه کرد، بنابر این بیخدایان مثبت گرا وجود خدا را نه انکار بلکه نفی میکنند یا عکس آنرا اثبات میکنند. تارنمای زندیق بخشی با فرنام براهین اثبات عدم وجود خدا را به بیان و تقریر براهین بیخدایی اختصاص داده است. کسانی که باور داشته باشند دستکم یکی از این براهین معتبر است را میتوان بیخدای مثبت گرا نامید. برخی معتقدند اساساً نمیتوان عدم چیزی را اثبات کرد، اما این درست به نظر نمیرسد چون با استفاده از اصل تناقض، اگر در یک تعریف تناقض وجود داشته باشد آن تعریف نمیتواند مصداقی داشته باشد. مثلاً فرض کنید مجسمه ای بصورت "مجسمه 4 متری غیر قابل اندازه گیری" تعریف شود، روشن است که چون تعریف این مجسمه دارای یک تناقض است این تعریف نمیتواند مصداقی داشته باشد یعنی نمیتواند عینیتی داشته باشد. براهین اثبات عدم وجود خدا معمولاً مبتنی بر اصل تناقض (تناقض چیست؟) یعنی یا نشان میدهند در تعریف خدا تناقضی وجود دارد که تحقق وی را محال میسازد و یا اینکه میان وجود خدا و وجود چیز دیگری که وجود آن مسلم است تناقض وجود دارد و تنها یکی از آن دو چیز میتوانند وجود داشته باشند و چون آن چیز موجود است خدا معدوم است. اگر قصد دارید با بیخدایی بطور سیستماتیک آشنا شوید و یا اگر بیخدا هستید و میخواهید بدانید که چگونه میتوانید دیگران را نیز به بیخدایی گرایش دهید از بخش بیخدایی گام به گام تارنمای زندیق دیدن کنید. نوشتارهای بیشتر از آرش بیخدا... |