مى دانيد من به درگاه کى دعا مى کنم؟ جو پسکى! به دو دليل: اول اينکه فکر مى کنم او هنرپيشه خوبى است. دليل دوم اينکه به نظرم جو مى تواند امور را رتق و فتق کند، کار ازش برمى آد و کارها را خراب نمى کند. در واقع، جو پسکى کار مهمى براى من انجام داد که خدا هيچ وقت نمى توانست و فکرش را هم نمى کرد که روزى بتواند انجام دهد. سالها من عاجزانه به درگاه خدا التماس و دعا مى کردم و مى خواستم کارى کند که از شر همسايه شلوغ و سگ او که دائما عوعو مى کرد، نجات پيدا کنم. جو پسکى فقط با يک ملاقات کارى کرد که آن همسايه ناحساب خودش را جمع و جور کرد و ديگر مرا اذيت نکرد. جورج کارلين